اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت کد دعای فرج

تخته سیاه

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
دانش و دارایی، هر عیبی را می پوشانند و تنگدستی و نادانی، هرگونه عیبی را آشکار می سازند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 

 

 

تخته سیاه


مقدمه 1: همه ما در زندگی دچار فراز و فرود و مشکلاتی می شویم. همه موحدین (در برابر ملحدین)، به کمک الهی در مشکلات خود امیدوار هستند و از ذات ربوبی ، تقاضای کمک و مدد می کنند.

مقدمه 2: کمک و مدد ذات اقدس ربوبی ، به مقتضای رحمت واسعه اش ، شامل همه افراد ، چه موحد و چه ملحد می گردد (کمک به معنای عام).

مقدمه 3: "انسان" در هنگام مشکلات ، رفتارهای مختلفی را از خود بروز می دهد:

الف- گاهی اصلاً هیچ تقیدی به رعایت مسایل دینی و اخلاقی ندارد (چه در مشکلات ، و چه در غیر آن)

ب- گاهی در وضعیتهای عادی زندگی ، دین و اخلاق را رعایت می کند ، اما در مواجهه با مشکلات ، این تصمیم و این فکر را دارد که: "من تا جایی که برایم مقدور باشد ، مسایل دینی و اخلاق را رعایت می کنم. مگر اینکه دیگر خیلی سخت بشود".

ج- گاهی در مواجهه با مشکلات ، تصمیم و فکر او این است: " به حوال و قوه الهی ، من هرگز از دین و اخلاق عدول نخواهم کرد ولو بلغ ما بلغ".


مثال:


حالت اول (رفتار صحیح):

می خواست ماشین بخرد. همه تلاشش برای جمع آوری پول را انجام داده بود. از هر جای ممکن قرض کرده بود. دو میلیون کم آورده بود. مسئول بانک به او گفت: " گرچه شما قصد خرید خودرو دارید ، اما می توانم به جای وام خرید خودرو ، وام خرید کالا یا تعمیرات منزل به شما بدهم ، که مبلغش بیشتر است".
او گفت: از اسم وام خرید کالا و وام تعمیرات منزل مشخص است که قانوناً کاربرد آنها باید برای چه اموری باشد. و چون رعایت قانون ، شرعاً واجب است ، من این کار را نمی کنم.

می دانست که اگر پولش کامل نشود ، نمی تواند خودرو بخرد. تازه دو ماه دیگر سر رسید سال خمسی اش بود و باید خمس پول موجود را هم می پرداخت و دیگر حسابی کم می آورد و تکمیل مجدد هزینه خودرو ، حدود دو سال دیگر زمان می برد. آنهم با ریاضت اقتصادی. اما مصمم بود که به خاطر یک امر مادی ، دینش را رها نکند.

حالت دوم (رفتار نادرست):
گفت: می خواستم ماشینی برای پدرم بخرم با با آن کار کند و بیکار در منزل ننشیند. ناچار شدم وام خرید کالا بگیرم و فاکتور صوری به مسئول بانک ارائه بدهم. خود مسئول بانک اینطور راهنمایی ام کرده بود. من سعی کردم اینکار را نکنم اما چاره ای نداشتم.


بحث:
وقتی انسان در برابر مشکلات ، به هیچ قیمتی حاضر نباشد از دستورات دینی و اخلاقی عدول کند ، خداوند به او کمک خواهد کرد.
شاید چون او هیچ راهی ندارد مگر اینکه خداوند کمکش کند.

اما اگر ذهنیتش این باشد که تا حد امکان ( به معنای رایج عرفی ، نه به معنای فلسفی) و تا جایی که ناچار نشده ( ناچاری به معنای روزمره ، نه به معنای فقهی) دستورات دینی را رعایت کند و اگر کار سخت (به معنای روزمره آن) شد ، از برخی مسایل دینی کوتاه بیاید ، در این موارد ، خداوند به او کمک نمی کند.
شاید چون او راهی را برای حالت مبادای خود باز گذاشته است، پس دیگر به راه کمک الهی نیازی ندارد.


نکته دیگر:
کمک الهی فقط شامل نیت های پاک می شود.
اگر کار ما ، به نحوی باشد که نیتمان از آن کار ، نه یک نیت صحیح اخلاقی و عقلی ، بلکه اموری مثل تجمل ، خودنمایی ، برتری جویی ، صدمه زدن به دبگران و ... باشد ، این نیت ، صحیح نیست و کمک الهی شامل اینگونه امور نمی شود.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 95/9/19 ::: ساعت 9:18 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    در علوم مختلف معمول است که سعی می کنند نظریه ای بدهند که در عین ساده بودن ، دربرگیرنده چند نظریه قدیمی تر باشد. به عبارت دیگر ، در هر علم ، مطلوب است که "چند نظریه" یا "چند فرمول" را به "یک نظریه یا فرمول" فرو کاهند.

    ما در زندگی با مسایل گوناگونی روبرو هستیم: تقوا ورزی ، لزوم اخلاص ، تربیت صحیح فرزند ، مدیریت خانواده ، ارتباط با همسر ، اقتصاد و ...

    در هر کدام از این زمینه ها و زمینه های دیگر زندگی ، ما باید تلاشهای فراوانی بکنیم و مسیر درست را بشناسیم و آن را با استقامت بپیماییم.

    هر یک از این حوزه های مختلف ، خیلی کار دارد. در هر کدام ، باید شیوه و راهبرد درست را شناخت و آن را انجام داد.

    اینطوری ، با لیست طولانی از راهبردها و نکته های اخلاقی و تربیتی و روانشناسی و پزشکی و ... مواجهیم که علماء مربوطه ما را توصیه به رعایت آنها می کنند.


    آیا می توان همه این ها را در یک جمله (فرمول) واحد ، جمع نمود؟
    به نظر می رسد بتوانیم اینکار را انجام دهیم. آن فرمول این است:

    تنها کاری که ما باید بکنیم این است که کارهایی بکنیم که ما را در مسیر هدایت الهی قرار دهد. و از کارهایی که ما را از "هدایت الهی" دور میکند بپرهیزیم.

    اگر ما در مسیر " هدایت الهی " قرار بگیریم ، خداوند ما را در هر یک از حوزه های زندگی ، به راه درست ، هدایت خواهد نمود. البته منظورم این نیست که الزاماً نیروی غیبی دست ما را میگیرد و به جای ما ، در هر حوزه کار صحیح را انجام می دهد! بلکه منظورم این است که مجموعه عوامل مادی و غیر مادی جهان ، چه ما بدانیم و متوجه باشیم و چه ندانیم و متوجه نباشیم ، جوری رقم می خورند که ما را در "مسیر درست" قرار دهند.

    مثلا ممکن است با تاکسی جایی برویم و در طول راه در تاکسی رادیو روشن باشد و سخنرانی دانشمندی پخش شود و از قضا ، موضوعش همان چیزی باشد که ما به آن نیاز داریم! خوب ، این ، هدایت الهی است.

    یا درباره درس خواندن فرزندمان حساسیم و میخواهیم به درس خواندن تشویقش کنیم ولی حرف ما را گوش نمی دهد ، ناگهان اتفاقی در جایی با کسی دوست می شود و آن دوست جدیدش علاقه به درس را در او ایجاد می کند. این هم یکجور هدایت الهی است. زیرا ممکن بود به جای یک دوست خوب ، با فرد بدی آشنا و دوست می شد و مشکل تربیتی ما حادتر می شد.

    پس ما باید ببینیم چه عواملی ، ما را از هدایت الهی دور می سازد ، و چه عواملی ما را در مسیبر هدایت الهی قرار می دهد. آنها را رعایت کنیم. اگر مجموعه این عوامل را رعایت کنیم ، و مواظب باشیم که بر آنها استقامت داشته باشیم ، هدایت الهی ، مسیر زندگی ما در حوزه های مختلف را درست خواهد کرد.
    این هدایت ، گاهی توسط عوامل پیدا ( محسوس) انجام می شود و گاهی توسط عوامل نامحسوس.

    اگر ما این عوامل را رعایت کنیم ، فرشتگان در زندگی کمک ما خواهند کرد: نحن اولیاوءکم فی الحیوة الدنیا

    اما اگر این عوامل را رعایت نکنیم ، شیاطین مونس ما خواهند شد.

    البته این به معنی عدم مطالعه کتاب و عدم مشاوره با کارشناسان و عدم استفاده از علم علماء نیست. بلکه به این معنی است که یا ما دچار مشکلی نمی شویم که خیلی حاد باشد و راه حل آن سخت باشد ، یا اینکه مشکلاتمان کمتر می شوند و همان مشکلات کم ، با توجه و تلاش عادی و نه زیاد سخت ، حل خواهند شد. مثال:

    گاهی برای یک موضوع تربیتی ، با صد کارشناس صحبت می کنید اما باز به نتیجه دلخواه نمیرسید و هنوز 80% مشکل باقی مانده است.

    (این ، آن موردی است که چون هدایت الهی شامل ما نشده است ، علیرغم تلاش بسیار ما ، کار ما به نتیجه نرسیده است)

    گاهی نیز برای یک موضوع تربیتی ، با یک کارشناس صحبت می کنید و با اندک راهنمایی که ایشان میکنند ، مساله کاملا و بدون هیچ کراهتی ، حل می شود.

    گاهی هم مسأله خود بخود حل می شود و ما متعجب می مانیم که چگونه شرایطی خارج از اختیار و تصمیم و انتخاب ما جور شد تا این مساله حل بشود بدون اینکه ما متحمل کوچکترین زحمتی بشویم.

    (دو مورد اخیر ، مواردی هستند که هدایت الهی شامل ما شده اند. وگرنه ما برای حل آنها یا تلاشی نکرده ایم ، یا تلاش اندکی انجام داده ایم)

    مطلب فوق ، با آیات شریفه متعددی موافق است، از جمله:

    - من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا.

    هر کس از "یاد من" رویگردانی کند ، زندگی اش تنگ ( = پر زحمت و پر مشکل) می شود.
    نتیجه دیگر: هر کس به یاد من باشد ، تنگناهای زندگی اش رفع می شود.
    این "یاد من" همان " عوامل هدایت " هستند. همان چیزهایی که عرض کردم باید انجام دهیم تا در مسیر هدایت الهی قرار بگیریم و چیزهایی که باید نکنیم تا از مسیر هدایت الهی دور نشویم.

    - ألن یکفیکم أن یمدکم ربکم بثلاثة آلاف من الملئکة منزلین. بلی إن تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسة آلاف من المئلکة مسومین.
    در این آیه ، لفظ دشمن ، میتواند بر هر عامل و فاکتوری که ضد سعادت انسان باشد اطلاق شود ( در معنای وسیع آن). یعنی دشمن ، فقط دشمن نظامی نیست. بلکه هر وضعیت و هر چیزی که واقعاً  مضر به حال سعادت انسان باشد ، می تواند در تعریف "دشمن" قرار بگیرد. "صبر" و "تقوا" نیز از مهمترین "عوامل هدایت" هستند. "ملائکة" نیز نوعی عوامل هدایت غیر محسوس الهی است.

    - ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم.
    هر مصیبتی (مشکل و سختی) که به ما میرسد ناشی از اعمال نادرست ماست (عدم رعایت عوامل هدایت).
    اگر ما عوامل هدایت را رعایت کنیم ، کار سوئی از ما صدر نخواهد شد. نتیجتاً مصیبت و مشکل سختی هم برای ما پیش نمی آید.

    - ان تنصروالله ینصرکم.
    "تنصروا الله" (خدا را یاری کنید) یعنی اینکه ما "عوامل هدایت" را رعایت کنیم. زیرا "یاری کردن خدا" ، مشتمل بر اقداماتی است که همه آنها ما را در مسیر "عوامل هدایت الهی" قرار می دهند. "ینصرکم" (خدا شما را یاری می کند) یعنی هدایت الهی مشمول ما می شود.

    ----------------------------------
    اینکه عرض شد "تنها کاری که ما باید بکنیم این است که کارهایی بکنیم که ما را در مسیر هدایت الهی قرار دهد. و از کارهایی که ما را از "هدایت الهی" دور میکند بپرهیزیم" به معنی عدم استفاده از کتاب و درس و علم و مشاوره و مشورت و تلاش و فکر و تصمیم و اقدام نیست. بلکه منظور این است که اگر هدایت الهی مشمول ما شود ، اینها ثمربخش می شوند و به نتیجه مطلوب ختم می شوند. اما اگر هدایت الهی مشمول ما نشود ، اینها هر اندازه هم که زیاد باشند باز نتیجه مفید لازم را نخواهند داد.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 95/9/19 ::: ساعت 9:6 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    برخی توصیه‌ها و دستورالعمل‌ها از علامه قاضی

    1. مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می‌کنند که می‌فرمود: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.

    2. اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می‌خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی‌کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.

    همچنین به علامه طباطبایی فرموده بود: «ای فرزند! دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان و آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان»

    3. محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه‌السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه‌السلام است.

    4. هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست.

    5. آقای قاضی به همه توصیه می‌کردند که اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید.

    6. علامه قاضی می‌فرماید: اگر کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه، نصف عمر خود را در جست و جو و تفحص بگذراند تا آن استاد را پیدا کند، ارزش دارد و کسی که به استاد کامل رسید، نصف راه را طی کرده است.

     

    وصیت نامه مرحوم قاضی

    مرحوم قاضی در وصیت نامه خودشان ـ که در دوازده صفر 1365 نوشته است ـ به دو فصل اشاره نموده؛ که یک فصل آن در امور دنیا و دیگری در امور آخرت است.

    قسمتی از وصیت نامه را به عنوان تبرک می‌آوریم:

    و فصل دوم در امور آخرت و عمده آن‌ها، توحید است. خدای تعالی می‌فرماید: «ان الله لا یغفر أن یشرک و یغفر مادون ذلک لمن یشاء» همانا خداوند شرک به خود را نمی‌بخشد و جز آن را برای هر که بخواهد می‌بخشد. و این مطلب حقیقتش به سهولت به دست نمی‌آید و از اولادهای بنده کسی را تا حال مستعد تعلیم آن ندیده‌ام ...

    اما وصیت‌های دیگر، عمده آن‌ها نماز است، نماز را بازاری نکنید؛ اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان محفوظ می‌ماند، و تسبیحه صدیقه کبری ـ علیها‌السلام ـ و آیة الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود ...

    و در مستحبات تعزیه داری و زیارت حضرت سید الشهدا علیه‌السلام مسامحه ننمایید. و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیر هما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمی‌شود و اگر هفتگی ممکن نشد، دهه اول محرم ترک نشود.

    دیگر آنکه، گرچه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم؛ اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن، ترک خدعه و حیله، تقدم در سلام، و نیکویی کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده این‌ها را که عرض کردم و امثال این‌ها را مواظبت نمایید!

    الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید.

    تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی‌باشد.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: دوشنبه 95/2/6 ::: ساعت 11:2 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    کتابهای خوب در زمینه های مختلف ، زیادند. اما کتاب ، بیشتر برای مطالعه تحلیلی و موشکافانه یک مساله لازم است. نیازی که اکثراً انسان ها دارند ، نیاز به یک دستورالعمل های خلاصه شده ای است که مثل یک نقشه ، با یک نگاه به آن بفهمد در کجا قرار دارد و چقدر با هدف فاصله دارد و اصلاح کارش چگونه است و چه باید بکند.

    در مورد رفتار با همسر و حفظ نشاط و شادابی خانواده هم کتابهای زیادی نوشته شده است که مطالعه آنها برای کسی که وقت و شرایط مطالعه را داشته باشد خیلی مفید است. اما اگر کسی « نقشه » خانواده را بخواهد ، یعنی بخواهد با یک نگاه، بفهمد ایراد کارش در کجاست و چه باید بکند ، متن زیر به نظر من نقشه خوبی است:

                                                                                                       **************

    در نظام الهی، هدف اصلی از ازدواج، رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است .

    تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانوادة مستقل تشکیل دادن، ارضای خواسته‌های غریزی و طبیعی و فرزنددار شدن از نتایج قهری ازدواج و از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکری و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

    اسلام برای آن که زمینه برای تحقق هدف‌های عالی و جانبی ازدواج فراهم شود، برای هر یک از زن و شوهر حقوق و وظایفی قرار داده، آنان را به تفاهم، همدلی و همکاری توصیه کرده است.

    از یک سو زنان را به شوهرداری نیکو، محبت و احترام به شوهر، خوش اخلاقی و عیب‌جویی نکردن از شوهر توصیه کرده و فرموده: از خطاهای او بگذر، با اقوام و خویشانش بساز، محرم اسرار او باش، اگر عصبانی شد سکوت کن، در وقت مناسب همسر و تأمین کننده نیازهای جنسی او باش، در زندگی و کارها همانند مادری مهربان با او برخورد کن، در سختی‌ها و مشکلات به او دلداری بده، خواسته‌ها و توقعات خود را با توانایی‌های او هماهنگ ساز و زمینه را برای ترقیات شوهرت فراهم نما، اگر چاره‌ای ندارید و لازم شد که در غربت زندگی کنید، موافقت کن، از سویی دیگر به مردان دستور داده است: با همسرشان مهرورزی کنند، احترام‌شان را نگهدارند، خوش اخلاق باشند. ایراد و بهانه‌های بی‌جا نگیرند، عیب‌جویی نکنند، لغزش‌هایشان را نادیده بگیرند، به حرف بدگویان در مورد همسرشان ترتیب اثر ندهند، از زحمات آنان تشکر و سپاسگزاری کنند و در کارهای خانه به آنان کمک کنند.

    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «کار مرد در خانه و کمک به همسر و همکاری با وی موجب بخشش گناهان کبیره است».

    در روایت آمده است: «اگر زنی در خانه شوهر کاری انجام دهد، خدا نظر رحمت خود را شامل حال او می‌کند و کسی که نظر خدا شامل حالش شود، از عذاب خدا در امان است».(2)

    پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بهترین مرد کسی است که برای همسر و خانواده‌اش بهترین باشد» و فرمود: «ما أکرم النساء

    إلاّ کریم ولا أهانهنّ إلاّ لئیم؛(3) افراد بزرگوار به زنان خود احترام می‌گذارند و آنان را گرامی می‌دارند،‌ولی مردان

    فرومایه و بی‌شخصیت زنان را خوار می‌شمارند و نسبت به آنان بدگویی و بدرفتاری می‌کنند».

     

    بنابر این اگر هر یک از زن و شوهر وظایف خود را انجام دهند و حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اساس را بر تفاهم، همکاری و همدلی بگذارند، خانواده، کانون مهر و محبت، صفا و صمیمیت می‌گردد، ولی متأسفانه برخی به سود و زیان خود آگاهی لازم را ندارند و چه بسا به خاطر مسایل پوچ و واهی،‌از فروغ این محفل الهی می‌کاهند و سعادت خانوادگی خود را فدای کوته‌بینی‌ها، توقعات بی‌جا، بلندپروازی‌ها، نادانی‌ها، غرور و خودخواهی‌ها و عادت‌های نادرست خود می‌کنند.در نظام الهی، هدف اصلی از ازدواج، رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است.

    تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانوادة مستقل تشکیل دادن، ارضای خواسته‌های غریزی و طبیعی و فرزنددار شدن از نتایج قهری ازدواج و از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکری و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

    اسلام برای آن که زمینه برای تحقق هدف‌های عالی و جانبی ازدواج فراهم شود، برای هر یک از زن و شوهر حقوق و وظایفی قرار داده، آنان را به تفاهم، همدلی و همکاری توصیه کرده است.

    از یک سو زنان را به شوهرداری نیکو، محبت و احترام به شوهر، خوش اخلاقی و عیب‌جویی نکردن از شوهر توصیه کرده و فرموده: از خطاهای او بگذر، با اقوام و خویشانش بساز، محرم اسرار او باش، اگر عصبانی شد سکوت کن، در وقت مناسب همسر و تأمین کننده نیازهای جنسی او باش، در زندگی و کارها همانند مادری مهربان با او برخورد کن، در سختی‌ها و مشکلات به او دلداری بده، خواسته‌ها و توقعات خود را با توانایی‌های او هماهنگ ساز و زمینه را برای ترقیات شوهرت فراهم نما، اگر چاره‌ای ندارید و لازم شد که در غربت زندگی کنید، موافقت کن، از سویی دیگر به مردان دستور داده است: با همسرشان مهرورزی کنند، احترام‌شان را نگهدارند، خوش اخلاق باشند. ایراد و بهانه‌های بی‌جا نگیرند، عیب‌جویی نکنند، لغزش‌هایشان را نادیده بگیرند، به حرف بدگویان در مورد همسرشان ترتیب اثر ندهند، از زحمات آنان تشکر و سپاسگزاری کنند و در کارهای خانه به آنان کمک کنند.

    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «کار مرد در خانه و کمک به همسر و همکاری با وی موجب بخشش گناهان کبیره است».

    در روایت آمده است: «اگر زنی در خانه شوهر کاری انجام دهد، خدا نظر رحمت خود را شامل حال او می‌کند و کسی که نظر خدا شامل حالش شود، از عذاب خدا در امان است».(2)

    پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بهترین مرد کسی است که برای همسر و خانواده‌اش بهترین باشد» و فرمود: «ما أکرم النساء

    إلاّ کریم ولا أهانهنّ إلاّ لئیم؛(3) افراد بزرگوار به زنان خود احترام می‌گذارند و آنان را گرامی می‌دارند،‌ولی مردان

    فرومایه و بی‌شخصیت زنان را خوار می‌شمارند و نسبت به آنان بدگویی و بدرفتاری می‌کنند».

    بنابر این اگر هر یک از زن و شوهر وظایف خود را انجام دهند و حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اساس را بر تفاهم، همکاری و همدلی بگذارند، خانواده، کانون مهر و محبت، صفا و صمیمیت می‌گردد، ولی متأسفانه برخی به سود و زیان خود آگاهی لازم را ندارند و چه بسا به خاطر مسایل پوچ و واهی،‌از فروغ این محفل الهی می‌کاهند و سعادت خانوادگی خود را فدای کوته‌بینی‌ها، توقعات بی‌جا، بلندپروازی‌ها، نادانی‌ها، غرور و خودخواهی‌ها و عادت‌های نادرست خود می‌کنند. 

    توصیه می‌شود  کتاب «آیین همسرداری» اثر ابراهیم امینی را که شامل دو بخش وظایف مرد و زن می‌باشد، تهیه کنید و هر دو آن را بخوانید.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. غلامعلی افروز، همسران برتر، ص 24.
    2. وسائل الشیعه، ج 15، ص 94، احکام الاولاد، باب 67، ح 1.
    3. نهج الفصاحه، ح 1520.

    **************

    فایل تصویری متن فوق در زیر قرار داده می شود تا به صورت یک فایل تصویری همراه ، در هنگام نیاز با یک نگاه به آن ، بتوانیم میزان انحراف رفتاری خود را تشخیص و آن را اصلاح کنیم:

     

    نقشه رفتار در خانواده





  • کلمات کلیدی :

  • ::: دوشنبه 95/2/6 ::: ساعت 11:0 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    دیده اید کسانی را که روی یک طناب باریک راه می روند؟ کوچکترین حرکت نامناسبی مساوی است با سقوط و مرگ آنها. این افراد هنرمند هستند. و گرنه کسی که روی زمین صاف و وسیع و بدون مانع مشغول راه رفتن است که هنری نکرده است!


    زندگی جدید (دوران متأهلی) را باید یک "هنر" محسوب نمود. در دوران مجردی ، چون فرد تقریباً آزاد است و می تواند هر جور دلش خواست رفتار نماید (آزادی نه از حیث عقلی یا دینی ، بلکه از این حیث که چون شریک زندگی ندارد لذا رفتارهایش به کس دیگری ارتباط کلی پیدا نمی کند) ، مثل کسی که روی زمین صاف راه می رود. لذا هنری نکرده است. هنر آنجاست که انسان بتواند طوری عمل کند که رفتارهایش ، موجب ناراحتی کس دیگری که زندگی اش با زندگی او درهم تنیده است نشود.

    پس دوران مجردی ، را میتوان دورانی از زندگی در نظر گرفت که نیاز به هنرمند بودن ندارد (از جهت خاصی که موضوع بحث ماست). اما دوران متآهلی ، دورانی است که اگر هنر لازم را نداشته باشی ، هم به خودت ، هم به شریک زندگی ات ، و هم به فرزندانی که بعدها قرار است در این آشیانه رشد و نمو کنند لطمه خواهی زد. این هنر هم باید مثل هر هنر دیگری ، آموخته شود و گرنه هیچکس هنرمند بالفعل به دنیا نمی آید. سعی و تمرین خستگی ناپذیر برای کسب مهارت در این هنر ، وظیفه ماست.


    از جهتی دیگر ، آنچه در مورد "رابطه" انسان با همه اشیاء جهان ، ( چه موجودات مادی ، حیوانات ، انسانها ، حتی خود انسان ، و خداوند) میتواند به عنوان محور رابطه ، قرار بگیرد ، ادب است. ادب در برخورد با طبیعت ، ادب در برخورد با موجودات زنده ، ادب در برخورد با نفس و بدن خودمان ، ادب در برخورد با همسر و فرزند و ...

    ادب را، همانند عدالت ، می توانیم یک ضابطه کلی در ارتباط خودمان با هر یک از اشیاء در نظر بگیریم. ضابطه ای که که همه قوانین جزئی و مصادیق کثیرشان را در خود می گنجاند.

    اگر ما در برخوردمان با هر شیء از اشیاء موجود در جهان، ادب مربوطه را رعایت کنیم ، در هیچ رابطه ای ، دچار مشکل نخواهیم شد.



    از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف رب

    بی ادب تنها نه خود را داشت بد
    بلکه آتش در همه آفاق زد

     

    تشریح بحث (کلیک کنید)





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 94/7/24 ::: ساعت 12:6 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    - زندگی ، پیچیده با ناملایمتی ها است ولی ما باید از استعدادها و توانمندی ها و شرایط و امکاناتمان استفاده کنیم.

     

    - برای رفع مشکلات  ، به جای تمرکز بر مشکل ، به حل مشکل فکر و اقدام کنیم.


    - در حدیث است که: مؤمن مانند کوه استوار است و تندبادها او را نمی لرزاند. به گلزار شهدا برویم ببینم که نوجوانان و جوانان چگونه مصادق این حدیث هستند.

     

    ممکن است الان خسته باشیم ولی اگر خبر دهند که سیل ویرانگری به سوی ما می آید می بینیم که سریع از جا بلند می شویم وسائل را بر می داریم و به اعضای خانواده هم کمک می کنیم کودکی را هم بغل می گیریم و فرار می کنیم. بنابراین قدرت ما بیش از چیزی است که خودمان خبر داریم. باید به خودمان بیاییم.

     

    دنیا ، دنیای اسباب و علل است. البته خداوند هم فرموده شما حرکت کنید برکتش از من.

     

    - وقتی اراده که اساس کار است را در نظر نگیریم شش هزار روش برای مدیریت هم بلد باشید فایده ندارد به خصوص این که این روش ها را به کار نگیریم و از صرف دانستن انتظار داشته باشیم موفق شویم.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: شنبه 94/7/11 ::: ساعت 9:0 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

     

    امام جواد ، جواد الائمه ، کریم ، جواد





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 94/7/10 ::: ساعت 9:45 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.

    نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد....

    شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند . خواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود.

    مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد...

    نقاش که این صحنه را دید با سرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.... اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.

     

    شاید خدا با خط خطی کردن آرزوهای ما ، می خواهد ما را نجات بدهد...

     

     

    ایمان به خدا

     

     

    منبع (کلیک کنید)





  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 94/7/9 ::: ساعت 8:40 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    خون شهدای حج امسال ، در امتداد خون شهیدان دفاع مقدس بود که بیش از پیش پرده را از چهره یکی از متحدان منطقه ای استکبار کنار زد.

    در حالیکه خیلی ها این موضوع را مطرح می کردند که پس از رابطه با آمریکا!! حالا نوبت رابطه با عربستان است:



    O شما یکی از شخصیت‌هایی در ایران هستید که جهان شناخته شده‌اید که روابط بهتر با عربستان می‌خواهید. متوجه شدم که شما حتی می‌خواستید به عربستان سفر کنید که این کار را انجام بدهید. چرا این اتفاق نیفتاد؟

    • برای اینکه احتیاج به مقدماتی دارد. ما باید اینجا تصمیم بگیریم که در مذاکرات بُرد- بُرد چه چیزی را معامله می‌کنیم.
    O آیا امکان دارد که دولت ایران یا از طریق شما یا از طریق خود دولت به عربستان سعودی برای بهبود روابط پیشقدم شود؟
    • بله. من هم حاضرم و آنها هم از من استقبال می‌کنند.

    بهبود روابط ایران و عربستان در اولویت برنامه های من است، که هر وقت رهبری درباره آن کمک بخواهند، کمک می کنم.


    حالا با این رهآورد خون شهدای حج ، طبق فرمایش پیامبر اسلام (ص) که فرمودند: "آدمی بر آیین دوست خود است پس بنگرید با که دوستی می کنید" ؛ و فرمایش امیرالمومنین (ع) که "هر کس از روی دوست خود شناخته می شود" ؛ مردم باید برخی چهره های داخلی را بهتر از پیش بشناسند.

    امیدوارم خون شهدای حج ، پایمال نشود!




  • کلمات کلیدی :

  • ::: سه شنبه 94/7/7 ::: ساعت 10:42 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    در نظر بگیرید که شما تا به حال یک فرد عادی بوده اید اما از امروز به سمت مدیر یک اداره منصوب می شوید.

    آیا رفتارهای شما تغییر نخواهد کرد؟

     

    طبیعتاً چرا.

    کسی که سمت مدیریت یک اداره را بر عهده دارد ، دیگر یک "شخص ساده" نیست. و به همان اندازه باید فیلترهای متعددی بر رفتار خود نصب کند. هم از لحاظ طرز پوشش ، هم از لحاظ حضور به موقع ، هم از لحاظ طرز برخورد با پرسنل زیر مجموعه و ارباب رجوع ، هم از لحاظ سعه صدر و حلم و مدارا و ... . حتی باید مراقب گفتار خود باشید و هر کلمه ای را به کار نبرید. زیرا اکنون دیگر هر رفتار یا هر گفتاری در خور "شأن" شما نیست.

     

    در این حالت ، شما دیگر مثل قبل ، "آزاد" نیستید هر جور دلتان می خواهد و دوست دارید رفتار کنید. شما "محدود" شده اید. باید مراقب رفتارتان باشید. چون الان علاوه بر شخصیت حقیقی ، یک شخصیت حقوقی هم دارید.

     

    اگر همچنان یک فرد ساده و بدون مسئولیت فوق بودید ، نیاز به هیچیک از فیلترهای فوق نداشتید و بدون هیچ محدودیتی میتوانستید تقریباً هر جور دلتان میخواهد رفتار کنید.

     

    چرا حالا که "نقش خاصی" بر عهده گرفته اید ، دیگر نمی توانید هر جور دلتان خواست رفتار کنید؟

    چرا هر چه این نقشی که بر عهده گرفته اید ، بزرگتر باشد ( سطوح بالاتر مدیریت) ، باز رفتارهای شما حساستر خواهد شد و "آزادی " شما کمتر می شود و شما محدودتر می شوید و بیشتر باید مواظب رفتارهای خود باشید؟

     

     

    زندگی هر انسانی را می توان متشکل از دو مرحله دانست:

    1)  مرحله ای که در آن به صورت ساده زندگی می گند. هیچ نقشی بر عهده او نیست. خودش است و خودش. طبیعتاً در چنین حالتی ، او می تواند هرجور که دوست دارد رفتار کند. این مرحله ، مرحله ای است که فرد نزد پدر و مادرش زندگی می کند و تشکیل خانواده نداده است و نقش همسری یا والدی ندارد.

     

    2)   مرحله ای که فرد در آن ، نقشی را ایفا می کند. مثل نقش همسری یا نقش پدری / مادری. در این حالت ، حتی رفتارهای ظاهراً کوچک و نامحسوس فرد هم بر عناصر سیستمی که او در آن نقش ایفاء می کند ( همسر / فرزندان ) تأثیر می گذارد. در این حالت او چون دیگر یک همسر یا والد است ، نمی تواند هر جور دلش خواست و هر جور که اقتضای شخصیت خودش بود رفتار کند.

     

     

    یکی از ریشه های اصلی بروز مشکلات در خانواده ها ، شاید همین باشد که یکی از همسران ، به نقش همسری یا والدی خود و "الزامات این نقش" که محدودیتهایی برای او ایجاد می کند ، توجه نمی کند و ناخودآگاه هنوز خود را مثل زمان تجرد ، "آزاد" می پندارد تا هر جور دوست داشت رفتار کند.

     

     

     

    نکته تکمیلی:

    همانطور که دقت کردید ، محدودیت ها همیشه بد نیستند و آزادی هم همیشه خوب نیست. گاهی ، محدودیت ها دلیل بر بالاتر بودن شأن افراد است و آزادی دلیل بر بی اهمیتی جایگاه آنها.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: شنبه 94/7/4 ::: ساعت 8:14 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر
       1   2      >