اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت کد دعای فرج

تخته سیاه

ابزار های وب فارسی ، نایت اسکین - کد مترجم گوگل

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
آدمى نهفته در زیر زبان خویش است . [نهج البلاغه]
 

 

 

تخته سیاه

برخی توصیه‌ها و دستورالعمل‌ها از علامه قاضی

1. مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می‌کنند که می‌فرمود: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.

2. اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می‌خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی‌کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.

همچنین به علامه طباطبایی فرموده بود: «ای فرزند! دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان و آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان»

3. محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه‌السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه‌السلام است.

4. هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست.

5. آقای قاضی به همه توصیه می‌کردند که اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید.

6. علامه قاضی می‌فرماید: اگر کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه، نصف عمر خود را در جست و جو و تفحص بگذراند تا آن استاد را پیدا کند، ارزش دارد و کسی که به استاد کامل رسید، نصف راه را طی کرده است.

 

وصیت نامه مرحوم قاضی

مرحوم قاضی در وصیت نامه خودشان ـ که در دوازده صفر 1365 نوشته است ـ به دو فصل اشاره نموده؛ که یک فصل آن در امور دنیا و دیگری در امور آخرت است.

قسمتی از وصیت نامه را به عنوان تبرک می‌آوریم:

و فصل دوم در امور آخرت و عمده آن‌ها، توحید است. خدای تعالی می‌فرماید: «ان الله لا یغفر أن یشرک و یغفر مادون ذلک لمن یشاء» همانا خداوند شرک به خود را نمی‌بخشد و جز آن را برای هر که بخواهد می‌بخشد. و این مطلب حقیقتش به سهولت به دست نمی‌آید و از اولادهای بنده کسی را تا حال مستعد تعلیم آن ندیده‌ام ...

اما وصیت‌های دیگر، عمده آن‌ها نماز است، نماز را بازاری نکنید؛ اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان محفوظ می‌ماند، و تسبیحه صدیقه کبری ـ علیها‌السلام ـ و آیة الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود ...

و در مستحبات تعزیه داری و زیارت حضرت سید الشهدا علیه‌السلام مسامحه ننمایید. و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیر هما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمی‌شود و اگر هفتگی ممکن نشد، دهه اول محرم ترک نشود.

دیگر آنکه، گرچه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم؛ اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن، ترک خدعه و حیله، تقدم در سلام، و نیکویی کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده این‌ها را که عرض کردم و امثال این‌ها را مواظبت نمایید!

الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید.

تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی‌باشد.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: دوشنبه 95/2/6 ::: ساعت 11:2 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    کتابهای خوب در زمینه های مختلف ، زیادند. اما کتاب ، بیشتر برای مطالعه تحلیلی و موشکافانه یک مساله لازم است. نیازی که اکثراً انسان ها دارند ، نیاز به یک دستورالعمل های خلاصه شده ای است که مثل یک نقشه ، با یک نگاه به آن بفهمد در کجا قرار دارد و چقدر با هدف فاصله دارد و اصلاح کارش چگونه است و چه باید بکند.

    در مورد رفتار با همسر و حفظ نشاط و شادابی خانواده هم کتابهای زیادی نوشته شده است که مطالعه آنها برای کسی که وقت و شرایط مطالعه را داشته باشد خیلی مفید است. اما اگر کسی « نقشه » خانواده را بخواهد ، یعنی بخواهد با یک نگاه، بفهمد ایراد کارش در کجاست و چه باید بکند ، متن زیر به نظر من نقشه خوبی است:

                                                                                                       **************

    در نظام الهی، هدف اصلی از ازدواج، رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است .

    تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانوادة مستقل تشکیل دادن، ارضای خواسته‌های غریزی و طبیعی و فرزنددار شدن از نتایج قهری ازدواج و از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکری و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

    اسلام برای آن که زمینه برای تحقق هدف‌های عالی و جانبی ازدواج فراهم شود، برای هر یک از زن و شوهر حقوق و وظایفی قرار داده، آنان را به تفاهم، همدلی و همکاری توصیه کرده است.

    از یک سو زنان را به شوهرداری نیکو، محبت و احترام به شوهر، خوش اخلاقی و عیب‌جویی نکردن از شوهر توصیه کرده و فرموده: از خطاهای او بگذر، با اقوام و خویشانش بساز، محرم اسرار او باش، اگر عصبانی شد سکوت کن، در وقت مناسب همسر و تأمین کننده نیازهای جنسی او باش، در زندگی و کارها همانند مادری مهربان با او برخورد کن، در سختی‌ها و مشکلات به او دلداری بده، خواسته‌ها و توقعات خود را با توانایی‌های او هماهنگ ساز و زمینه را برای ترقیات شوهرت فراهم نما، اگر چاره‌ای ندارید و لازم شد که در غربت زندگی کنید، موافقت کن، از سویی دیگر به مردان دستور داده است: با همسرشان مهرورزی کنند، احترام‌شان را نگهدارند، خوش اخلاق باشند. ایراد و بهانه‌های بی‌جا نگیرند، عیب‌جویی نکنند، لغزش‌هایشان را نادیده بگیرند، به حرف بدگویان در مورد همسرشان ترتیب اثر ندهند، از زحمات آنان تشکر و سپاسگزاری کنند و در کارهای خانه به آنان کمک کنند.

    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «کار مرد در خانه و کمک به همسر و همکاری با وی موجب بخشش گناهان کبیره است».

    در روایت آمده است: «اگر زنی در خانه شوهر کاری انجام دهد، خدا نظر رحمت خود را شامل حال او می‌کند و کسی که نظر خدا شامل حالش شود، از عذاب خدا در امان است».(2)

    پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بهترین مرد کسی است که برای همسر و خانواده‌اش بهترین باشد» و فرمود: «ما أکرم النساء

    إلاّ کریم ولا أهانهنّ إلاّ لئیم؛(3) افراد بزرگوار به زنان خود احترام می‌گذارند و آنان را گرامی می‌دارند،‌ولی مردان

    فرومایه و بی‌شخصیت زنان را خوار می‌شمارند و نسبت به آنان بدگویی و بدرفتاری می‌کنند».

     

    بنابر این اگر هر یک از زن و شوهر وظایف خود را انجام دهند و حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اساس را بر تفاهم، همکاری و همدلی بگذارند، خانواده، کانون مهر و محبت، صفا و صمیمیت می‌گردد، ولی متأسفانه برخی به سود و زیان خود آگاهی لازم را ندارند و چه بسا به خاطر مسایل پوچ و واهی،‌از فروغ این محفل الهی می‌کاهند و سعادت خانوادگی خود را فدای کوته‌بینی‌ها، توقعات بی‌جا، بلندپروازی‌ها، نادانی‌ها، غرور و خودخواهی‌ها و عادت‌های نادرست خود می‌کنند.در نظام الهی، هدف اصلی از ازدواج، رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است.

    تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن، خانوادة مستقل تشکیل دادن، ارضای خواسته‌های غریزی و طبیعی و فرزنددار شدن از نتایج قهری ازدواج و از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکری و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)

    اسلام برای آن که زمینه برای تحقق هدف‌های عالی و جانبی ازدواج فراهم شود، برای هر یک از زن و شوهر حقوق و وظایفی قرار داده، آنان را به تفاهم، همدلی و همکاری توصیه کرده است.

    از یک سو زنان را به شوهرداری نیکو، محبت و احترام به شوهر، خوش اخلاقی و عیب‌جویی نکردن از شوهر توصیه کرده و فرموده: از خطاهای او بگذر، با اقوام و خویشانش بساز، محرم اسرار او باش، اگر عصبانی شد سکوت کن، در وقت مناسب همسر و تأمین کننده نیازهای جنسی او باش، در زندگی و کارها همانند مادری مهربان با او برخورد کن، در سختی‌ها و مشکلات به او دلداری بده، خواسته‌ها و توقعات خود را با توانایی‌های او هماهنگ ساز و زمینه را برای ترقیات شوهرت فراهم نما، اگر چاره‌ای ندارید و لازم شد که در غربت زندگی کنید، موافقت کن، از سویی دیگر به مردان دستور داده است: با همسرشان مهرورزی کنند، احترام‌شان را نگهدارند، خوش اخلاق باشند. ایراد و بهانه‌های بی‌جا نگیرند، عیب‌جویی نکنند، لغزش‌هایشان را نادیده بگیرند، به حرف بدگویان در مورد همسرشان ترتیب اثر ندهند، از زحمات آنان تشکر و سپاسگزاری کنند و در کارهای خانه به آنان کمک کنند.

    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «کار مرد در خانه و کمک به همسر و همکاری با وی موجب بخشش گناهان کبیره است».

    در روایت آمده است: «اگر زنی در خانه شوهر کاری انجام دهد، خدا نظر رحمت خود را شامل حال او می‌کند و کسی که نظر خدا شامل حالش شود، از عذاب خدا در امان است».(2)

    پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بهترین مرد کسی است که برای همسر و خانواده‌اش بهترین باشد» و فرمود: «ما أکرم النساء

    إلاّ کریم ولا أهانهنّ إلاّ لئیم؛(3) افراد بزرگوار به زنان خود احترام می‌گذارند و آنان را گرامی می‌دارند،‌ولی مردان

    فرومایه و بی‌شخصیت زنان را خوار می‌شمارند و نسبت به آنان بدگویی و بدرفتاری می‌کنند».

    بنابر این اگر هر یک از زن و شوهر وظایف خود را انجام دهند و حقوق یکدیگر را رعایت کنند و اساس را بر تفاهم، همکاری و همدلی بگذارند، خانواده، کانون مهر و محبت، صفا و صمیمیت می‌گردد، ولی متأسفانه برخی به سود و زیان خود آگاهی لازم را ندارند و چه بسا به خاطر مسایل پوچ و واهی،‌از فروغ این محفل الهی می‌کاهند و سعادت خانوادگی خود را فدای کوته‌بینی‌ها، توقعات بی‌جا، بلندپروازی‌ها، نادانی‌ها، غرور و خودخواهی‌ها و عادت‌های نادرست خود می‌کنند. 

    توصیه می‌شود  کتاب «آیین همسرداری» اثر ابراهیم امینی را که شامل دو بخش وظایف مرد و زن می‌باشد، تهیه کنید و هر دو آن را بخوانید.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. غلامعلی افروز، همسران برتر، ص 24.
    2. وسائل الشیعه، ج 15، ص 94، احکام الاولاد، باب 67، ح 1.
    3. نهج الفصاحه، ح 1520.

    **************

    فایل تصویری متن فوق در زیر قرار داده می شود تا به صورت یک فایل تصویری همراه ، در هنگام نیاز با یک نگاه به آن ، بتوانیم میزان انحراف رفتاری خود را تشخیص و آن را اصلاح کنیم:

     

    نقشه رفتار در خانواده





  • کلمات کلیدی :

  • ::: دوشنبه 95/2/6 ::: ساعت 11:0 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    دیده اید کسانی را که روی یک طناب باریک راه می روند؟ کوچکترین حرکت نامناسبی مساوی است با سقوط و مرگ آنها. این افراد هنرمند هستند. و گرنه کسی که روی زمین صاف و وسیع و بدون مانع مشغول راه رفتن است که هنری نکرده است!


    زندگی جدید (دوران متأهلی) را باید یک "هنر" محسوب نمود. در دوران مجردی ، چون فرد تقریباً آزاد است و می تواند هر جور دلش خواست رفتار نماید (آزادی نه از حیث عقلی یا دینی ، بلکه از این حیث که چون شریک زندگی ندارد لذا رفتارهایش به کس دیگری ارتباط کلی پیدا نمی کند) ، مثل کسی که روی زمین صاف راه می رود. لذا هنری نکرده است. هنر آنجاست که انسان بتواند طوری عمل کند که رفتارهایش ، موجب ناراحتی کس دیگری که زندگی اش با زندگی او درهم تنیده است نشود.

    پس دوران مجردی ، را میتوان دورانی از زندگی در نظر گرفت که نیاز به هنرمند بودن ندارد (از جهت خاصی که موضوع بحث ماست). اما دوران متآهلی ، دورانی است که اگر هنر لازم را نداشته باشی ، هم به خودت ، هم به شریک زندگی ات ، و هم به فرزندانی که بعدها قرار است در این آشیانه رشد و نمو کنند لطمه خواهی زد. این هنر هم باید مثل هر هنر دیگری ، آموخته شود و گرنه هیچکس هنرمند بالفعل به دنیا نمی آید. سعی و تمرین خستگی ناپذیر برای کسب مهارت در این هنر ، وظیفه ماست.


    از جهتی دیگر ، آنچه در مورد "رابطه" انسان با همه اشیاء جهان ، ( چه موجودات مادی ، حیوانات ، انسانها ، حتی خود انسان ، و خداوند) میتواند به عنوان محور رابطه ، قرار بگیرد ، ادب است. ادب در برخورد با طبیعت ، ادب در برخورد با موجودات زنده ، ادب در برخورد با نفس و بدن خودمان ، ادب در برخورد با همسر و فرزند و ...

    ادب را، همانند عدالت ، می توانیم یک ضابطه کلی در ارتباط خودمان با هر یک از اشیاء در نظر بگیریم. ضابطه ای که که همه قوانین جزئی و مصادیق کثیرشان را در خود می گنجاند.

    اگر ما در برخوردمان با هر شیء از اشیاء موجود در جهان، ادب مربوطه را رعایت کنیم ، در هیچ رابطه ای ، دچار مشکل نخواهیم شد.



    از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف رب

    بی ادب تنها نه خود را داشت بد
    بلکه آتش در همه آفاق زد

     

    تشریح بحث (کلیک کنید)





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 94/7/24 ::: ساعت 12:6 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    - زندگی ، پیچیده با ناملایمتی ها است ولی ما باید از استعدادها و توانمندی ها و شرایط و امکاناتمان استفاده کنیم.

     

    - برای رفع مشکلات  ، به جای تمرکز بر مشکل ، به حل مشکل فکر و اقدام کنیم.


    - در حدیث است که: مؤمن مانند کوه استوار است و تندبادها او را نمی لرزاند. به گلزار شهدا برویم ببینم که نوجوانان و جوانان چگونه مصادق این حدیث هستند.

     

    ممکن است الان خسته باشیم ولی اگر خبر دهند که سیل ویرانگری به سوی ما می آید می بینیم که سریع از جا بلند می شویم وسائل را بر می داریم و به اعضای خانواده هم کمک می کنیم کودکی را هم بغل می گیریم و فرار می کنیم. بنابراین قدرت ما بیش از چیزی است که خودمان خبر داریم. باید به خودمان بیاییم.

     

    دنیا ، دنیای اسباب و علل است. البته خداوند هم فرموده شما حرکت کنید برکتش از من.

     

    - وقتی اراده که اساس کار است را در نظر نگیریم شش هزار روش برای مدیریت هم بلد باشید فایده ندارد به خصوص این که این روش ها را به کار نگیریم و از صرف دانستن انتظار داشته باشیم موفق شویم.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: شنبه 94/7/11 ::: ساعت 9:0 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

     

    امام جواد ، جواد الائمه ، کریم ، جواد





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 94/7/10 ::: ساعت 9:45 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.

    نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد....

    شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند . خواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود.

    مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد...

    نقاش که این صحنه را دید با سرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.... اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.

     

    شاید خدا با خط خطی کردن آرزوهای ما ، می خواهد ما را نجات بدهد...

     

     

    ایمان به خدا

     

     

    منبع (کلیک کنید)





  • کلمات کلیدی :

  • ::: پنج شنبه 94/7/9 ::: ساعت 8:40 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    خون شهدای حج امسال ، در امتداد خون شهیدان دفاع مقدس بود که بیش از پیش پرده را از چهره یکی از متحدان منطقه ای استکبار کنار زد.

    در حالیکه خیلی ها این موضوع را مطرح می کردند که پس از رابطه با آمریکا!! حالا نوبت رابطه با عربستان است:



    O شما یکی از شخصیت‌هایی در ایران هستید که جهان شناخته شده‌اید که روابط بهتر با عربستان می‌خواهید. متوجه شدم که شما حتی می‌خواستید به عربستان سفر کنید که این کار را انجام بدهید. چرا این اتفاق نیفتاد؟

    • برای اینکه احتیاج به مقدماتی دارد. ما باید اینجا تصمیم بگیریم که در مذاکرات بُرد- بُرد چه چیزی را معامله می‌کنیم.
    O آیا امکان دارد که دولت ایران یا از طریق شما یا از طریق خود دولت به عربستان سعودی برای بهبود روابط پیشقدم شود؟
    • بله. من هم حاضرم و آنها هم از من استقبال می‌کنند.

    بهبود روابط ایران و عربستان در اولویت برنامه های من است، که هر وقت رهبری درباره آن کمک بخواهند، کمک می کنم.


    حالا با این رهآورد خون شهدای حج ، طبق فرمایش پیامبر اسلام (ص) که فرمودند: "آدمی بر آیین دوست خود است پس بنگرید با که دوستی می کنید" ؛ و فرمایش امیرالمومنین (ع) که "هر کس از روی دوست خود شناخته می شود" ؛ مردم باید برخی چهره های داخلی را بهتر از پیش بشناسند.

    امیدوارم خون شهدای حج ، پایمال نشود!




  • کلمات کلیدی :

  • ::: سه شنبه 94/7/7 ::: ساعت 10:42 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    در نظر بگیرید که شما تا به حال یک فرد عادی بوده اید اما از امروز به سمت مدیر یک اداره منصوب می شوید.

    آیا رفتارهای شما تغییر نخواهد کرد؟

     

    طبیعتاً چرا.

    کسی که سمت مدیریت یک اداره را بر عهده دارد ، دیگر یک "شخص ساده" نیست. و به همان اندازه باید فیلترهای متعددی بر رفتار خود نصب کند. هم از لحاظ طرز پوشش ، هم از لحاظ حضور به موقع ، هم از لحاظ طرز برخورد با پرسنل زیر مجموعه و ارباب رجوع ، هم از لحاظ سعه صدر و حلم و مدارا و ... . حتی باید مراقب گفتار خود باشید و هر کلمه ای را به کار نبرید. زیرا اکنون دیگر هر رفتار یا هر گفتاری در خور "شأن" شما نیست.

     

    در این حالت ، شما دیگر مثل قبل ، "آزاد" نیستید هر جور دلتان می خواهد و دوست دارید رفتار کنید. شما "محدود" شده اید. باید مراقب رفتارتان باشید. چون الان علاوه بر شخصیت حقیقی ، یک شخصیت حقوقی هم دارید.

     

    اگر همچنان یک فرد ساده و بدون مسئولیت فوق بودید ، نیاز به هیچیک از فیلترهای فوق نداشتید و بدون هیچ محدودیتی میتوانستید تقریباً هر جور دلتان میخواهد رفتار کنید.

     

    چرا حالا که "نقش خاصی" بر عهده گرفته اید ، دیگر نمی توانید هر جور دلتان خواست رفتار کنید؟

    چرا هر چه این نقشی که بر عهده گرفته اید ، بزرگتر باشد ( سطوح بالاتر مدیریت) ، باز رفتارهای شما حساستر خواهد شد و "آزادی " شما کمتر می شود و شما محدودتر می شوید و بیشتر باید مواظب رفتارهای خود باشید؟

     

     

    زندگی هر انسانی را می توان متشکل از دو مرحله دانست:

    1)  مرحله ای که در آن به صورت ساده زندگی می گند. هیچ نقشی بر عهده او نیست. خودش است و خودش. طبیعتاً در چنین حالتی ، او می تواند هرجور که دوست دارد رفتار کند. این مرحله ، مرحله ای است که فرد نزد پدر و مادرش زندگی می کند و تشکیل خانواده نداده است و نقش همسری یا والدی ندارد.

     

    2)   مرحله ای که فرد در آن ، نقشی را ایفا می کند. مثل نقش همسری یا نقش پدری / مادری. در این حالت ، حتی رفتارهای ظاهراً کوچک و نامحسوس فرد هم بر عناصر سیستمی که او در آن نقش ایفاء می کند ( همسر / فرزندان ) تأثیر می گذارد. در این حالت او چون دیگر یک همسر یا والد است ، نمی تواند هر جور دلش خواست و هر جور که اقتضای شخصیت خودش بود رفتار کند.

     

     

    یکی از ریشه های اصلی بروز مشکلات در خانواده ها ، شاید همین باشد که یکی از همسران ، به نقش همسری یا والدی خود و "الزامات این نقش" که محدودیتهایی برای او ایجاد می کند ، توجه نمی کند و ناخودآگاه هنوز خود را مثل زمان تجرد ، "آزاد" می پندارد تا هر جور دوست داشت رفتار کند.

     

     

     

    نکته تکمیلی:

    همانطور که دقت کردید ، محدودیت ها همیشه بد نیستند و آزادی هم همیشه خوب نیست. گاهی ، محدودیت ها دلیل بر بالاتر بودن شأن افراد است و آزادی دلیل بر بی اهمیتی جایگاه آنها.





  • کلمات کلیدی :

  • ::: شنبه 94/7/4 ::: ساعت 8:14 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

    روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری ضجه زنان. نالان و گریان.

    پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟

    پیرزن گفت: فرزندم در این سن کم از دنیا رفت.

    داوود گفت: مگر چند سال عمر کرد؟

    پیرزن جواب داد:350 سال!!

    داوود گفت: مادر ناراحت نباش.

    پیرزن گفت: چرا؟

    پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند.

    پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست کردن دارند؟

    حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت کم با هم در خانه سازی رقابت میکنند.

    پیرزن تعجب کرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا میپرداختم.


    سجده





  • کلمات کلیدی :

  • ::: جمعه 94/7/3 ::: ساعت 9:2 عصر :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر

                                                                              خوشا آنان که از پیمانه دوست


    شراب عشق نوشیدند و رفتند...

     

    مادر شهید

     

    «اینجا هر شهیدی گمنام تره، به خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) نزدیک تره… 

    مادرم! ما اینجا دست مون بازه ، چرا از ما چیزی نمی خوای؟!....»

     


     

    حجاب ، شهید

    شهید گمنام

     

    تو دست گمشده ها را نمی گیری مگر؟

     

     

     

    ادامه مطالب شهدا ( کلیک کنید )





  • کلمات کلیدی :

  • ::: چهارشنبه 94/7/1 ::: ساعت 9:24 صبح :::   توسط میرزا 
    نظرات شما: نظر